![]() ![]()
|
|
خیلی وقته وقت نکردم به روز کنم، خوب فکر کنم خیلی هم مهم نباشه، به هر حال امروز می خواهم به روز کنم. از اونجا که وقت زیادی ندارم یک شعر می نویسم چون حرفهایی که توی کله ی من هست توی این شعر هم هست، شاید یک وقتی حرفهایی که توی کله ام وول می خورند را توی وبلاگ جا دادم. در جستجوی مشعل تاریک مردگان در آرزوی اخگر گرمی به گور سرد خاکسترقرون کهن را دهد به باد! تا از شکسته های یکی جام یا گوشواره های یکی گوش یا از دو چشم جمجمه ای مات و بی نگاه گیرد سراغ راه بیرون کشد زیاد فراموشی سیاه افسانه ی گذشت جهان گذشته را وز مردگان به زنده کند داستان غم بی اعتنا به تربت گلچهرگان خاک بر استخوان پیر و جوان می زند کلنگ تا در رسوب چشمه خشکیده ی حیات یابد نشان قطره ی وهمی به گور تنگ ناگاه خیره کژدمی از گوشه مغاک از دنگ دنگ تیشه هراسان و خشمناک سر می کشد ز جمجمه ای شوم و دلگزای می تازدش به هستی و می دوزدش به جای لختی دگر به دخمه ی تاریک پر هراس کفتار می خورد ز تن باستان شناس! » باد شاید هم طوفان! زوزه می کشد پنجره باز است از کنار میله های سرد پنجره خود را به داخل اتاق می اندازد کنار گوشم یاوه می سراید می خندم سخنانش بوی بدی می دهد از اتاق می زنم بیرون. خداحافظ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آبان1384ساعت 17:23 توسط سوتک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 مهر 1385 آذر 1384 آبان 1384 |
| نویسندگان |
|
سوتک سوتک1 |
| پیوندها |
|
بازمانده تنها گل آقا دکتر شریعتی شهید مطهری لوح وبلاگ دکتر شریعتی مشاهیر سهراب سپهری ویکی پدیا باشگاه مهندسین شیمی پیشرو |
|
RSS
|