تبليغاتX
سوتک - مصاحبه با عمو زنجیر باف

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد***نمي خواهم بدانم عاقبت کوزه گر با خاک اندامم چه خواهد ساخت***ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد***گلويم سوتکي باشد به دست کودکي گستاخ و بازيگوش***و او يکريز و پي در پي دم گرم خوشش را در گلويم سخت بفشارد***و خواب خفتگان خسته را***آشفته و آشفته تر سازد***و بدينسان بشکند در من سکوت مرگبارم را!

 

▫  عمو زنجيــر باف.

◦  بــله.

▫  زنجير منو بافتي؟

◦  نــــه خير.

▫  پشت كوه انداختي؟

◦  گفتم كه اصلا نبافتم!

▫  اِ چرا؟ بازم كه داري بد قولي مي كني. بابا حالا كه شركتتون دولتي نيست. قديما مي گفتي شركتتون دولتيه و بايد در راستاي برنامه هاي اشتغالزايي دولت مردم رو سركار بگذارين، خوب حالا كه خصوصيتون كردند چي؟ ديگه چه بهانه اي داري؟

◦  نه عزيزم من ديگه اصلاً زنجير نمي بافم!!

▫  چي؟ نمي بافي؟ پس تو هم تا ديدي نون توي دلاليه، كار توليدي رو ول كردي رفتي سراغ بيزنس، آخه فكر اين همه بچه توي ايران كه داد مي زنند عمو زنجير باف نبودي؟

◦  ببين عزيزم كار جديد من كار كاملاً فرهنگيه، در ضمن با پيدا شدن سروكله , PS2 XBOX و كامپيوتر و از اين جور چيزا ديگه بچه ها منو اصلاً نمي شناسن.

▫  خوب آره ولي تو بايد شغل آبا‌ء و اجداديتون رو ادامه مي دادي حالا چه لزومي داشت تو بري كار فرهنگي بكني؟ اين همه تحصيل كرده بيكار.

◦  آخه تو كه نمي دوني من دارم ديگه دو نفر مي شم!!

▫  چي؟دو نفر مي شي؟

◦  آره خوب يعني دارم ازدواج مي كنم.

▫  آهان به سلامتي مبارك باشه. خوب حالا كار جديدت چي هست؟

◦  ني ميزنم.

▫  ني ميزني؟

◦  آره ني ميزنم و از خودم عشق در مي كنم!

▫  ولي آخه عموجون كسي كه مي خواد ازدواج كنه بايد فكر يه كار درست و حسابي باشه مگه كار خودت چه عيبي داشت كه رفتي سراغ ني زدن؟

◦  آخه عشقم گفته زنجير بافي كار خيلي خشنيه، زنجير يعني اسارت، گفته نمي تونه با همچين مردي زندگي كنه تازه خودش به من گفته پول و ماشين و زندگي آنچناني نمي خواد اون فقط عشق مي خواد اون ميگه زندگي آدم بايد مثل آب باران زلال زلال شروع بشه و باز هم زلال زلال در مسير رودخانه جريان پيدا كنه تا اينكه در نهايت به دريا بپيونده و آدم رو به ابديت بسپاره واي كه چقدرقشنگ حرف مي زنه.

▫  خوب حالا نمي خواد احساساتي بشي خودتو كنترل كن. اولاً از صدقه سري اين بشر دوپا آب بارون تا برسه به زمين كاملاً اسيدي مي شه در ضمن آب رودخونه هم كه پر از مواد شيمياييه ديگه كدوم آب زلال، دوماً عمو جون اين عشق شما دو ماه كه گذشت و عاشقي از سرش افتاد اونوقت حاليت مي كنه كه پول و ماشين مي خواد يا نه!!

◦  نه اون مثل دخترهاي ايروني از اين اخلاقها نداره.

▫  چي؟مگه كجاييه؟

◦  بهت نگفتم؟

▫  نه!

◦  من چند وقت پيش رفتم آمريكا اونجا بالاخره زن روياهاي خودم رو پيدا كردم، اون، اون...!!!

▫  چي شد چرا صدات در نمي آد بابا خودتو كنترل كن. ببين عمو جون فكر پول باش كه خربزه آبه، اصلاً من نمي دونم چه حكمتيه كه هركي پا ميشه مي ره آمريكا از اين سوسول بازيا درمي آره "ما بايد عاشق باشيم، بايد مهرورزي كنيم، بايد همديگر را دوست داشته باشيم، بايد به همديگر محبت كنيم، بايد با همديگر گفتگو كنيم، نبايد دنبال جنگ تمدنها باشيم. يكي نيست بگه ما بايد كلاهمان را بگيريم تا باد نبره!

◦  نه، نه، من مي خوام اصلاح طلب باشم، من مي خوام اصلاح گر باشم، من مي خوام جامعه رو اصلاح كنم، من مي خوام ني بزنم و با آتش ني چنان آتشي به جان ظالمان بيندازم كه همه آنها نابود شوند من مي خواهم به ستمديدگان مهرورزي كنم.........!!!

▫  نه بچه مردم پاك خل شده ديگه فكر نمي كنم بشه براي تو كاري كرد.

◦  برو برو تو مي خواي منو فريب بدي.

▫  باشه من ميرم ولي يه نصيحت از من بشنو، تو نه بدرد زنجير با في مي خوري نه ني زدن تو فقط بدرد رئيس جمهوري مي خوري.

                                                          خدا نگهدار   موفق باشي. 

 

سوتک ۲

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 10:14  توسط سوتک |