تبليغاتX
سوتک - پیاده :: رخ :: وزیر :: شاه

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد***نمي خواهم بدانم عاقبت کوزه گر با خاک اندامم چه خواهد ساخت***ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد***گلويم سوتکي باشد به دست کودکي گستاخ و بازيگوش***و او يکريز و پي در پي دم گرم خوشش را در گلويم سخت بفشارد***و خواب خفتگان خسته را***آشفته و آشفته تر سازد***و بدينسان بشکند در من سکوت مرگبارم را!

امروز جمعه است.

امروز روز پر رمز و رازیه.

بر خلاف روزهای دیگه که تقریباً هر کسی یه جوری سر کاره امروز هر کسی یه عالمی داره.

برای بعضیا امروز روز خواب تا لنگ ظهره.

برای بعضیا روز تمیز کاریه.

برای بعضیا روز درس خوندنه.

برای بعضیا روز کوه رفتن و باشگاه وورزش بازیه.

برای بعضیا روز انجام کارهای عقب موندس.

برای بعضیا روز محبت کردنه.

برای بعضیا روز رفتن بیرون و 13 بدره.

برای بعضیا روز پول در آوردنه.

برای بعضیا روز 400 تا فیلم نگاه کردنه.

برای بعضیا روز 26 ساعت چت کردنه.

برای بعضیا روز قراره.

برای بعضیا روز جمعه البته شبش شب ترکوندنه.

برای بعضیا روز جمعه اصلاً معنی نداره.

برای بعضیا هم روز بی خیالیه اصلاً انگار روز جمعه زندگی نمی کنند.

دو کلمه هم از ننه عروس بنویسم:

ارسطو می گه وقت خود را صرف پیشرفت خودتان کنید. با خواندن نوشته های دیگران به راحتی به آن چیزهایی می رسید که دیگران برای به دست آوردنشان زحمت بسیار کشیده اند.

پس معلوم می شه ارسطو روز جمعه کتاب می خونده.

خلاصه هر کی یه جوریه فقط من دلم برای بعضی آدما می سوزه؛

اونهایی که منتظرند.

اونهایی که از دست شاه این صفحه چهار گوش سیاه وسفید خسته شدن.

شاه نه شاه هایی که فقط یه خونه دورو برشون رو می تونند ببینند و فقط میتونند یه خونه حرکت کنند و خیلی زود هم مات می شوند، شاه هایی که این کره خاکی رو بین خودشون تقسیم کردن تا از مات شدن فرار کنند.

دلم می سوزه برای اونهایی که منتظرند تا عصیانگر باشند تا به هم بریزند چینش مهره های این صفحه شطرنج را.

دلم براشون خیلی می سوزه، چون روز جمعه هم ساعت مثل همه روزهای دیگه کار خودش رو خوب انجام میده و باید منتظر عصر جمعه بود که بد دلتنگی داره، منتظرا اینو خوب می دونند.

                           «درک کردن یعنی رنج کشیدن»

سوتک ۲

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 آذر1384ساعت 8:21  توسط سوتک |